کد خبر : 169
تاریخ و زمان ارسال : 1392/09/20 - 02:08:44
تعداد بازدید : 2161
پس از آن که از زلزله آذربایجان باخبر شدیم تصمیم گروه خیر بهشهری بر آن شد که علاوه برکمک هایی که مردم به هلال احمر تحویل می دهند مقداری از کمک های غیرنقدی را به صورت مستقیم به دست مردم آذربایجان رسانده تا بدین صورت هم از حال و احوال آنان با خبر شویم و هم ابراز همدردی و پیام دوستی مردم بهشهر ( استان مازندران ) را به آنان برسانیم .

کمک های مستقیم مردم بهشهر به زلزله زدگان آذربایجان

پس از آن که از زلزله آذربایجان باخبر شدیم تصمیم گروه خیر بهشهری بر آن شد که علاوه برکمک هایی که مردم به هلال احمر تحویل می دهند مقداری از کمک های غیرنقدی را به صورت مستقیم به دست مردم آذربایجان رسانده تا بدین صورت هم از حال و احوال آنان با خبر شویم و هم ابراز همدردی و پیام دوستی مردم بهشهر ( استان مازندران ) را به آنان برسانیم .

اینگونه بود که سه روز را جهت جمع آوری کمک های نقدی و غیرنقدی مردم تعیین نمودیم و پس از جمع آوری کمک ها گروه 5 نفره ما از شهرستان بهشهر ساعت 2 بامداد روز یکشنبه ( عید فطر) عازم آذربایجان شد .

حدود 2 بعدازظهر روز دوشنبه به شهرستان تبریز رسیدیم و از آن جا به کمک راهنمای خود در این شهرستان به سمت ورزقان یکی از شهرهای آسیب دیده حرکت کردیم و در مسیر خود به سه روستا سرزدیم و از آن ها بازدید کردیم .


اولین روستا که خداروشکر کسی فوت نکرده بود و مردم روستا حال و روز بدی نداشتند منتهی خانه ها به کلی تخریب شده بود . تعدادی از عروسک ها را که همراهمان بود بین بچه ها تقسیم کردیم .


در آن جا یکی از اهالی به ما روستای مشیرآباد را معرفی کرد و گفت بدلیل دورافتاده بودن روستا کمک های مردمی کمتری به آن جا می رسد ، درنتیجه به کمک بیشتری احتیاج دارند .


 

بعد از طی مسیرطولانی جاده خاکی و صعب العبور به روستای مشیرآباد رسیدیم که در ابتدای روستا به ایست و بازرسی نیروی انتظامی رسیدیم و برایمان جالب بود که دلیل اینکار چیست ، بعد از پرس و جو متوجه شدیم که عده ای سودجو از موقعیت استفاده کرده و با بار زدن کمک های مردمی و دولت در وانت های خود اجناس را از روستاها خارج کرده و بفروش می رسانند ، بهمین دلیل تمامی خودروها هنگام برگشت از روستا مورد بازرسی قرار می گرفتند .

پس از ورود به روستا دنبال شورای روستا گشتیم و به کمک آن ها بسته های کمک را تک تک به درب چادرها رساندیم و کمک ناچیز را بین اهالی روستا تقسیم کردیم .

این روستا 8 نفر کشته داده بود که بهمین دلیل اکثر اهالی روستا سیاه پوش بودند .


 
 

تعدادی کتاب داستان و عروسک را بین بچه ها تقسیم کردیم که این کتاب ها از کمک های دیگر بیشتر مورد استقبال قرار گرفت و می شد چهره ی بچه ها و برق شادی را در چشمانشان مشاهده و چه حیف که کتاب و عروسک کمی همراه ما بود .



بعد از تقسیم کمک ها دعوت به خوردن چای در چادرهای هلال احمر شدیم و در کنار شورای محل و تعدادی از خانواده ها چای نوشیدیم و خستگی رفع کردیم .


پس از استراحتی کوتاه آدرس روستایی به نام دغدغان را گرفتیم که 38 نفر براثر زلزله فوت کرده بودند . بعد از عکاسی از روستای مشیرآباد به سمت روستای دغدغان راهی شدیم .










بعداز ورود به روستا عزیزان هلال احمر در ورودی روستا به اطلاع ما رساندن که این روستا از نظر مواد و غذایی و پوشاک و مواد بهداشتی غنی شده و فعلا نیازی از این نظر ندارند . به همین دلیل راهی یکی از پایگاه های جمع آوری کمک های مردمی شدیم و باقی مانده پوشاک را به آن ها تحویل دادیم تا بین مردم نیازمند تقسیم کنند .

در برخوردی که با اهالی روستای مشیراباد داشتیم واجب ترین مسئله در حال حاضر را حمام صحرایی عنوان کردند که به همین دلیل تصمیم گرفتیم با کمک های نقدی مردم بهشهر لوازم مورد نیاز احداث حمام صحرایی را خریداری کنیم و تحویل شورای روستا دهیم .

شب را در تبریز در منزل پدربزرگ یکی از دوستان گذراندیم و صبح زود راهی بازار کاه فروشان تبریز شدیم و منبع آب 1000 لیتری خریداری کردیم .


بعد از آن لوازم شیرآلات و دوش و ... حمام را خریداری کردیم . سپس یک آبگرمکن برقی تهیه کردیم


و تمام این تجهیزات را به نماینده مردم مشیرآباد آقای علیزاده تحویل دادیم تا کار احداث این حمام را انجام دهد .


بعد از اتمام کارها به سمت بهشهر حرکت کردیم و در تبریز و اطراف آن زندگی همچنان در جریان بود ...


نظرات بینندگان :
نظر شما :
 
فیلدهای ستاره دار را پر کنید .
نام
ایمیل
نظر *
 
گزارش تصويری
عباس آباد - حسین ابراهیمی
علی نوری
طبیعت بهشهر
محمد آباد
پيام روز
تابلو اعلانات
نظرسنجی
آمار سايت
افراد آنلاین :
28
بازدید امروز :
593
بازدید دیروز :
963
بازدید کل :
1818985